+ لا يکلف الله الا وسعها .... يانگوم بهتر بش عمل ميکنه يا منِ !
دو شنبه 31 ام .. مراسم سوم خرداد .... خرمشهر را خدا آزاد کرد....
ميهمان برنامه : بيژن نوباوه(براي سلامتي اش دعا کنين
)
ميگفت ما رو استحاله فرهنگي ميکنند . بعدش هم رسيد به لا يکلف الله الا وسعها <<< فقط روي همين ذره بين ميگيرم!
نقل قول: "امروز بزرگترين مشکل امريکا با ما اينه که ما بيست و هشت سال ايستاديم با همه فشاري که بوده ، بهترين جووونا رو داريم ، اگر ديروز زمانِ امام بود و ما جنگيديم وظيفمون بود ، بايد ميجنگيديم هر چي ام کشيديم؛ بايد ميجنگيديم مگه ما ميتونستيم نجنگيم ناموسمون رو ميبردن مملکت رو ميبردن جنگِ اون روزِ ما جنگِ نظامي بود، ديروز بايد ميجنگيديم خاک نگه داريم و.. امروز بايد از نظر تکنولوژيکي بالا بريم . همه اينا هيچ کدوم کمتر از شهيد باکري و شهيد همت نيست . ما يه مانيفست يک مدل معرفي کرديم امام گفته نه شرق نه غرب .. ما! ما يعني کشوري که در زمينه علوم فن اوري تکنولوژي اقتصاد فرهنگ تمدن ورزش ....
حسين رضا زاده رو بايد رو چشممون بذاريم چرا؟ چون رزمندس . در اين مدل ما نياز به حسين رضازاده ها داريم در اين مدل ما نياز به اقتصاد دان ها داريم نياز به نقاش قوي و گرافيست داريم و ... کشور پيشرفته کشوريه که توي همه اين زمينه ها مدلش کامل باشه به همين دليله که آقا ميگه جوون هاي امروز کمتر از جوون هاي ديروز نيستند. بنده هم عرض ميکنم بچه ها شما بسيار با استعداد تر از ماها هستيد. چرا؟ چونکه شما اون شرايط رو نديديد ( درست ضبط نشده بود اينجاش!) و خوشبختانه کشور ما تونسته بره به اون سمتي که بتونه موفق باشه . و امروز بزرگترين وظيفه ما حفظ اين کرامته . << لا يکلف الله نفسا الا وسعها >> ميگه خدا کسي رو تکليف نميکنه مگر به اندازه وسعش. و آقاي قرائتي يه حرف قشنگي گفت . گفت "الا وسعها" يعني چي . يعني من بايد از اينجا پا شم اونجا برم بگم خسته شدم نرفتم! يا مثلا يکي به ما ميگه من وسعم تموم شد من برم خونمون. يا ميخوام برم جنگ بگن مثلا آمبولانسه پنچره خب ديگه نشد ديگه .گفت وسعها ميدوني يعني چي؟ ميگن اين مسافت رو چقدره مي دوي ميگي مثلا بيست ثانيه .ميگه يه سگ دنبالت کنه چقدره ميدوي؟ -- يه سگ دنباله آدم بکنه باور کن مسافت بيست ثانيه اي رو ده ثانيه اي هم ميتونه بره—ميگه وسع تو يعني اين! الا وسعها جمله بسيار بسيار سنگينيه در عرب! يعني نهايت وسعمون ( بازم خوب ضبط نشده بود يه جمله 4 کلمه اي بود) هر کدوم در هر کجا که هستيم..."
؟.؟.؟.؟. ميخوام درس بخونم دوباره ... تولدي دوباره ... شايد من جزء اون 4% اي باشم که راوي نور گفته بود.
دعا کن باشم!
پ.ن.1 . ميگن هر روز ميتونه براي آدم عيد باشه ،منم ميگم هر روز ميتونه براي آدم تولدي دوباره باشه .
پ.ن.2. حرفاي اقاي نوباوه سرشار بود از تواضع! وگرنه ما که ميدونيم کيا رفتن جنگيدن و چه بهايي رو پرداختند براي آسودگي ما.
پ.ن.3. چيزي که گفتن و منو بيشتر راغب کرد به درسي که مي خونم اين بود که ؛ اونا (ملل پيشرفته ) از دکترا و نمي دونم چياي وارداتي استفاده ميکنن و در عوض مغز هاي کشورشونو وا ميدارند به اينکه برن جامعه شناسي و علوم انساني و يا علومي که فقط خودهاشون که فرزند اون جا هستن ميتونن بفهمن و دلسوزانه کار کنن رو بخونن --- خودمم نفهميدم فعلها رو چطور نوشتم
نوشته شده توسط : ماهِ نو
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ