من ... نا تمام - ... بر دلم بود!

+ من ... نا تمام

سه‏شنبه 30 مرداد 1386 ساعت 11:16 صبح

-به نام خدا و سلام و تبريک اعياد


-من به خدا گفتم : امروز پيامبري از کنار خانه ما رد شد. امروز انگار اينجا بهشت است.
خدا گفت: کاش مي دانستي هر روز پيامبري از کنار خانه تان مي گذرد و کاش مي دانستي.....


-هزاران سال است که نان در سفره آدمي است تا به يادش آورد قصه خوشه هاي گندم و آسياب و تنور را ... قصه نان پختن ، نان قسمت کردن ، نان شدن را ...          عرفان نظر آهاري


                                     


-خدا همين نزديکي هاست 


-پارک ، موبايل ، حزب الله ، بنيامين ، سيد حسن نصرالله ، محمد.....


 التماس دعا 


پ.ن. متن اديت شد بنا به پاره اي از مسائل.
 


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[17/5/1387- 3:25 ع] عدالت
[آرشيو شده ها]