دیوار سیمانی من! - ... بر دلم بود!

+ شب ولایت امام

پنجشنبه 9 فروردین 1386 ساعت 1:2 صبح

بسم الله


دیشب کلی گفت و شنود داشتیم.


درباره خیلی چیزا مثل خالص کردن نیات برای خدا  ... تا ... اینکه چطور میشه بعضی ها رو تحمل کرد و با یه عده که هدفشون مشخصه ولی خود شخصیتشون نه ، همکاری کرد.


چیزایی شنیدم که تکِ تک بودن ، یعنی به واقع من تا به آن لحظه یه همچون صحبت هایی نشنیده بودم .


امشب ، شب ولایت و امامت امام زمان (عج) است ، حرفای دیشب رو هدیه از طرف امام حسن عسکری ع  در نظر میگیرم و منتظر هدیه امام زمان عج  می مونم ، تا انشاءالله توفیقی نصیب شه و.... . هرچند که هرچی دارم به برکت این خاندانه ولی دنبال یه هدف بزرگترم ، انشاءالله .


 رفتیم جنوب ، غیر قابل وصف بود . تا اومدم بفهمم کجام و برای چی ... زمانش تموم شد و برگشتم به همون جایی که بودم ، ولی ای کاش دستهامو بگیرن و نذارن غرق شم .... مثل گذشته .


 به این امید که در این سال از ولایت امام عصر(عج) ؛ بتونم با عملم ، به خودم، ثابت کنم که به معنای اون معارف ، واقف شدم .


توکلم بر اوست که تنها راهنماست.


                                       


خداوند حفظ کناد همه آگاهانی را که ، هدفشان آگاهی بخشی به ناآگاهان؛


و بیدار سازی مسلمین؛


وعزت بخشی به


 امت اسلامیشان؛


بوده و هست.


و خداوند حفظ کناد رهبر عزیز و با درایتمان را


و ما را به واقع فرمانبر ولی فیقه مان ؛ نایب امام عصر(عج) ؛ قرار دهد.


و ای کاش بفمیم که نام گذاری امسال به چه منظور بوده


سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی..........................


شاید به خود آییم و برخی بدعت ها را ادامه ندهیم .


 مایی که لعن میکنیم اولین بدعت گذاران را.


 


به امید ظهورشان ، در همین نزدیکی ها  


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات دیگران [ نظر]


+ بر دلم بود 1

سه‏شنبه 15 اسفند 1385 ساعت 1:13 صبح

دل من گرفته زین جا                     هوس سفر نداری !؟


 


بر دلم بود که فریاد برآورم


فریادی بلند و رسا


تا عده ای که وامدار بزرگیشانم 
                                آوای شرم مرا بشنوند


کاش میتوانستم بگویمشان  ّ ببخشیـــــد مرا  ّ


کاش همانان ، اخمی تند بدرقه خداحافظیم می کردند 
                                             تا دل آشفته من ، از درد به خود بجوشد و به ناگاه نابود شود


کاش هرگز لبخندشان را که صدقه مسیرم شد نمی دیدم


کاش دعای خیرشان را نمی شنیدم


 


                                                             ای کـــــــاش مـیـــتـوانـستـــــــــم


                                                                    فـــــریــــــــــاد بــــزنــــــــــــــم


                    خسته ام از این همه ّ کــاش ّ !


 


فرا خوانده شدم!


ابزار مهیا کرده ام


آیا پای رفتن هست؟!


التماس دعا


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات دیگران [ نظر]


+ توکل بر خدا!

سه‏شنبه 19 دی 1385 ساعت 10:54 صبح

بسم الله


میدانستم که نیمه شب پرواز خواهند کرد،این را هم می دانستم که سه شنبه ...
اینها مهم نیستند ... مهم این است که آمدند! و من سرشار از شوق دیدار آنها ، و نگران از آغاز ماه عزا ... خداکند دیر شروع شود این ماه .
از طرفی این افکار و از آن سو،‏تجربه بی ثمر ماندن همه اتفاقاتی که روزی امید بدانها بسته بودم،ذهن مرا سخت می آزرد.و وقتی به اینها فکر میکنم میبینم دلهای شکسته ی بسیاری را ... دلهایی شکسته بر اثر رفتار نسنجیده و ناپخته ی ام. و آنجاست که بیشتر میسوزم
میسوزم و چونان مرغی بال سوخته پرپر میزنم
اندک زمانی است که هرچه امید در دل داشتم ذخیره کرده ام،بماند برای دقیقه 90اَم .همان زمانی که دقیقه باخت و یا برد من بوده است.


دیشب به یاد دوستان شیمیایی ام افتاده بودم
به یاد جوانانی که رفتند تا بمانیم،تنفس کردند هوای آلوده را ، تا ما پاکش را به ریه هامان فروبریم . و چه بسیار فراموششان کردیم.بماند که گاهی خود خدا را نیز ... . کاش کمی شاد بودم به شادی هایشان، کاش کمی خرسند بودم به خرسندیشان .... ولی آیا واقعا آنها شاد و خرسندند ... پیش معبودشان شادند،این را میدانم ،خوب هم میدانم. ولی کاش می فهمیدم زمانهایی که به ما مینگرند در دلشان چه می گویند،از خدا برایمان چه می طلبند ... این را هم می دانم که جز خیر نمی خواهند برایمان- کسانی که در کنار منشا خیر و برکتند-.
زمانی میگفتم خوشا به حال فرزندان شهدا ... ولی اکنون میبینم با همه سختی هایی که امثال من بر آنها روا داشته ... واقعا مرد میدانند، ...‏، حال میدانم که من نمی توانستم مانند آنها باشم. من کجا و آنها ... . خدا حفظشان دارد.
دیگر بس است ... توکل بر او مارا بس!


اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات دیگران [ نظر]


+ بسم الله

دوشنبه 18 دی 1385 ساعت 11:58 عصر

 


 


این کفر نباشد سخن کفر نه اینست


تا هست علی باشد و تا هست علی بود



عید بر همه مبارک باد


 


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات دیگران [ نظر]



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[26/2/1387- 11:48 ع] باران
[4/2/1387- 12:30 ص] حشرات جاسوس
[26/1/1387- 12:28 ص] توبه گرگ
[3/9/1386- 6:2 ع] این نیز بگذرد ......
[آرشیو شده ها]