لحظه ی پرواز -- گاهی هم تلنگر - ... بر دلم بود!
   1   2   3   4      >

+ توکل - شانس

شنبه 28 مهر 1386 ساعت 4:43 عصر

به نام خدا


اعتماد بر خداوند بهای هر چیز گرانبها و نردبان رسیدن به هر بلندی است .              امام جواد(ع)


 


 سلام............


 


پ.ن.1 نبودم یه مدت و نیستم تا یه مدت دیگه ....الانم سر کلاسیم مثلا! از همه دوستانی که لطف داشتند به اینجانب ممنونم وسر فرصت به همه دوستان سر میزنم.
پ.ن.2 حدودا 2یا 3 هفته پیش روز جمعه حوالی ظهر ما یه شبدر چهار برگ پیدا کردیم!!!!!! دقیقا زمانی که داشتیم در موردش میگفتیم : شبدر چهار برگ خوش شانسی میاره ، ولی از اون جایی که احتمالا از لحاظ زنتیکی محاله وجود یه همچین چیزی ؛ واسه همینم اینو گفتن. .... تو همین فکر بودیم که یه دفعه یه چهاربرگشو دیدیم عکسشم میذارم حتما در اسرع وقت چون برای خودم واقعا غیر قابل باور و جالبناک بود!!!!
پ.ن.3 ما هم توکل کردیم ....  الــــــتماس دعـــــــــــا


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات دیگران [ نظر]


+ نیمه شعبانی محزون

چهارشنبه 7 شهریور 1386 ساعت 2:51 عصر

اللهم عجل لولیک الفرج


به قول شیخ رجبعلی خیاط ، باز سراغ پیرزنه رو دارم میگیرم !
التماس دعا


پ.ن. مرحوم شیخ به دنیا می گفتن پیرزنه ، و به هر کس که پی حاجات دنیویش بوده می گفتن "باز که سراغ پیرزنه رو می گیری". خدا بیامرزتشون و ما رو هم هدایت و کمک کنه. انشاالله


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات دیگران [ نظر]


+ من ... نا تمام

سه‏شنبه 30 مرداد 1386 ساعت 11:16 صبح

-به نام خدا و سلام و تبریک اعیاد


-من به خدا گفتم : امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد. امروز انگار اینجا بهشت است.
خدا گفت: کاش می دانستی هر روز پیامبری از کنار خانه تان می گذرد و کاش می دانستی.....


-هزاران سال است که نان در سفره آدمی است تا به یادش آورد قصه خوشه های گندم و آسیاب و تنور را ... قصه نان پختن ، نان قسمت کردن ، نان شدن را ...          عرفان نظر آهاری


                                     


-خدا همین نزدیکی هاست 


-پارک ، موبایل ، حزب الله ، بنیامین ، سید حسن نصرالله ، محمد.....


 التماس دعا 


پ.ن. متن ادیت شد بنا به پاره ای از مسائل.
 


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات دیگران [ نظر]


+ زمانه

شنبه 20 مرداد 1386 ساعت 3:1 عصر


         عید مبعث گرامی باد
   --------------------------------------------------------------------------------------
رسم زمانه بود که بازیگرت کند
خشکت کند، دوباره بیاید ترت کند
آنقدر تر، که نرم شوی ، زیر و رو شوی
در خلقتی دوباره کسی دیگرت کند
آری زمانه خواست بگیرد دل تو را
هر خاک را اراده کند بر سرت کند
آماده شد به عشق تو آتش به پا کند
چرخت دهد در آتش و خاکسترت کند
حتی زمانه در دلت ابلیس خلق کرد
دستور داد سیب شوی ، نوبرت کند
قیچی زد و برید و تو را تکه تکه کرد
اصلا زمانه خواست گلی پرپرت کند
تصمیم داشت دره شود زیر پای تو
پیراهن عزا به تن مادرت کند
گاهی شبیه پیرزنی بدقواره شد
تا با تنی فلک زده هم بسترت کند
حتی هوس نکرد رهایت کند همی
حتی نفس نداد کسی باورت کند
در زشتی زمانه گرفتار شد دلت
مرگی مگر بیاید و زیبا ترت کند
                           شاعر : ناصر حامدی
پ.ن.2. قراره به امید خدا با بچه ها جمع شیم بزنیم به بیابون ،‏ فکر کنم اوضاع رو به راه تر بشه!
پ.ن.3. پنجشنبه ای که گذشت با زی زی گولو و دخترخالش رفته بودیم بیرون ‏، یه سر هم به امامزاده ای که همون حوالی بود زدیم ،‏ زی زی گولو خیلی قشنگ زیارت عاشورا می خوند ... خیلی خیلی دلنشین...
پ.ن.4. قراره کلاسا امسال زودتر شروع شن، خیلی دردناکه! حالا شکر خدا ما کم داریم واحد
پ.ن.5. گاهی دنبال خدا میگردم ، که کجاست ، چرا دستمو نمی گیره ،‏ چرا حواسش بهم نیست ،‏ ولی این تابستون همچین خودشو هم نشون داد که هیچ وقت تصورشو نمی کردم ، شاید به خاطر دعاهای خیر دوستان بوده ،‏ ولی خوشحالم از اینکه رنگ خدا رو حس کردم.
پ.ن.6. از همه التماس دعای فراوان دارم


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات دیگران [ نظر]


+ سیستم ما

سه‏شنبه 2 مرداد 1386 ساعت 8:26 عصر

به نام خدا


سلام. جالبه واقعا!
وارد یه سیستم ی شدم که واقعا دوستش دارم  خیلی باحاله! خیلی زیاد!


 


واسه ما دعا کنین


نوشته شده توسط : ماهِ نو

نظرات دیگران [ نظر]


   1   2   3   4      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[26/2/1387- 11:48 ع] باران
[4/2/1387- 12:30 ص] حشرات جاسوس
[26/1/1387- 12:28 ص] توبه گرگ
[3/9/1386- 6:2 ع] این نیز بگذرد ......
[آرشیو شده ها]